تبليغاتX
موسیقـــــی سنتـــــي ايـــــران

درود دوستان .

طبق مطالعاتی که اینجانب در مورد حرمت موسیقی از دیدگاه اسلام، طی مدتها بعمل آوردم ، حقیقتا" به شواهد و گفتارهایی از بزرگان دین برخوردم که تاکنون نقل این مطالب را از کسی صریحا" نشنیده ایم. بنابراین وظیفه خود دانستم که این مطالب مفید را گردآوری و طبقه بندی کرده و در اختیار دوستان هنر قرار دهم. امید که اندک تلاش من در تدوین این مطالب مهم ، مورد قبول طبع عزیزان هنردوست واقع شده باشد.

موسیقی در ميان صاحب نظران مشهور اسلامي :

پس از كتاب « الموسيقي الكبير » نوشته فارابی، ابوعلي سينا (375-428) نیز تأليفاتي در اين باره دارد و در هر قرني از سوي مسلمانان در باب دانش موسيقي ، كتب و جزواتي به رشته تحرير درآمده است كه توجه آنان بيشتر به استفاده هاي مشروعي است كه مي توان از موسيقي داشت (موسيقي درماني) و اين مسأله را نبايد با «غناء» يكي دانست، بنابراين علم موسيقي، غير از بكارگيري نامشروع آن است.

حرمت موسیقی از ضروریات دین نیست و علمای بزرگی چه از عامه و چه از فرقه های زیر مجموعه اسلام مثل امامیه ( اثنی عشری ، زیدیه و ... ) و معتزله چون افرادی مثل ، امام محمد غزالی، فیض (محدث) کاشانی در کتاب وافی ، محقق سبزواری در کتاب کفایه و دیگران ... که اینها اصل غنا را فی نفسه مباح می دانند و حرمت آن را بر متعلق آن بار می کنند ، مثلا اختلاط زن و مرد در حین غنا ، اشعار الحادی و باطل که موجب دوری از خدا می شود و از اینطور مسائل ... والا غنا و صوت خوش به خودی خود حرمتی ندارد..

 

امام محمدغزالي در احياء علوم الدين در موارد متعدد از موسيقي و غنا سخن گفته است از جمله در باب سماع.

غزالي براي غناء، حرمت ذاتي قائل نيست. او موسيقي را بر سه گونه مي داند كه عبارتند از :

1- موسيقي سرگرم كننده و غفلت آور كه بخاطر ضرر و فسادي كه به بار مي آورد حرام است.

2- موسيقي تحريك كننده شهوت كه بخاطر آن كه فساد اخلاقي را در آدمي تقويت مي كند حرام مي باشد.

3- موسيقي اي كه حالات روحاني و توجه به معنويات را در آدمي برمي انگيزد اين گونه از موسيقي، حلال است.

نظرات و گفتارهای فیض (محدث ) کاشانی و محقق سبزواری پیرامون غناء :

« آنچه ظاهر میشود از مجموع اخبار حرمت غناء ، و حرمت آنچه بدان مربوط است _ از اُجرت تعلیم ، استماع ، خرید و فروش و... _ همه مخصوص است به آنچه معهود و متعارف در زمان بنی امیه و بنی عباس بوده که مردان و زنان در آن شرکت می کرده اند و سخن باطل و لهو و لعب بر آن مجلس حاکم بوده ، نه غیر این موارد ».

غناء بر دو نوع است:

1- غناء حق : آن غنائی که متضمن اشعاری است که بهشت و دوزخ را به یاد انسان می آورد و به آخرت ترغیب می کند یا نعمت های خداوند و عبادات و یاد خداوند را متذکر و انسان را در عمل به خیرات و خوبی ها تشویق نماید، در این صورت هیچ مانعی ندارد و مطلقا" حرام نیست.

 

2- غناء باطل : آن است که متناسب با مجالس فسق و فساد لهو و لعب باشد ( رقصیدن ، پایکوبی و شراب خواری و تداخل نامحرمان ) مانند مجالس بنی امیه و بنی عباس به شکلی که مردان برزنان خواننده وارد می شده اند و با کلمات باطل اجرا می کرده اند و شراب می نوشیدند و با وسایل موسیقی مانند نی و تار همراه بوده است.

گفتارهای مرحوم مقدس اردبیلی در مورد غناء :

1- اجماع ثابت نشده در حرمت غناء مگر در غیر مراثی.

2- اخبار صحیح و صریح در تحریم مطلق غنا نیست.

3- إصالة الجواز.

4- اگر غناء کمک بر گریه و حزن و اندوه بر ائمه معصومین است، که در این صورت ثواب عظیم دارد.

5- غناء در مراثی حضرت اباعبدالله الحسین ، از قدیم از زمان مشایخ متعارف بوده و کسی آنرا انکار نمی کرده است.

6- ادلّه جواز نوحه خوانی بر مردگان مردم.

 

سخنان دکتر علی شریعتی در مورد موسیقی :

آیا موسیقی در مذهب شیعه حرام است ؟

1- دستگاههای تبلیغاتی شیعه فعلی ، که از توجیه و تفسیر منطقی و تحلیل تاریخی بسیاری از عقاید و احکام خاص شیعه عاجز است ، در برابر انتقاد روشنفکران که : چرا موسیقی - که یک هنر عمیق و مؤثر است و می تواند بسیار هم مثبت باشد - در شیعه حرام شده است ؟ از پاسخ درمانده است.

2- نه در کتاب ( قرآن ) و نه در سنت ( حدیث ) هیچ سندی در حرمت موسیقی نمی یابند.

3- برخی به آیه « فاجتنبوا قول الزّور » تکیه می کنند و « قول الزّور » را که به معنی حرف مفت است ، دلیل حرمت موسیقی در قرآن گرفته اند و نمی دانند که اساسا" موسیقی صوت است ، نه قول.

4- اینها گویی تنها تصنیف های چرندی را که مطرب ها به آوازه می خوانند ، موسیقی خیال کرده اند، یا موسیقی را جزء « لهو و لعب » شمرده اند ؛ در حالیکه « لعب »بازیهای سرگرم کننده بی فایده است ، و « لهو » هر عمل یا سخنی که وقت و انرژی را صرف می کند و هیچ چیز مثبتی تولید نمی کند.

5- در حالی که برخی از انواع موسیقی مثل دیگر هنرها ( مثل شعر ) می تواند در خدمت ایمان و روح و علم و تربیت و تکامل و تلطیف احساس قرار می گیرد و یک سمفونی عمیق از یک فلسفی یا اخلاقی اثربخش تر است.

6- شنیدن سمفونی پنجم بتهون که آنهمه شکوه و اقتدار به انسان می بخشد حرام است و کشیدن تریاک - چون مسکر مایع نیست - حلال !! ، این چه جور فقهی است؟

و از طرفی می پرسند : پس چرا به خوش خواندن و حتی به آواز ، آنهم در دستگاههای علمی مشخص و آهنگ های مختلف هنری تکنیکی اثرگذاری اخلاقی اجتماعی فکری تخدیری و تحریکی درباره اش حکم کرد؟

درست همچون دیگر هنرها ، مثلا" شعر که میتواند در خدمت آگاهی و ایمان و حرکت و سازندگی و ایجاد قدرت و شعور در جامعه قرار گیرد و نقشی چون شمشیر مجاهد داشته باشد ، و قلم روشنفکر ؛ در عین حال هم میتواند در خدمت جنسیت ، خواب ، تخدیر ، انحراف ، لذت جویی غریزی و تباهی و فساد و هوس باشد و نقشی چون هروئین ، زهر ، بیماری ، جهل و بلای مصیبت بار.

7- در فقه شیعه برخلاف آنچه امروز در میان عوام رواج یافته ، آنچه مطرح است حرمت «موسیقی» نیست ، بلکه اصطلاحی که در متون علمی ما وجود دارد و در زبان فقهای ما عنوان می شود ، حرمت « غناء » است.

8- متأسفانه بدون داشتن هیچگونه شناخت و با این طرز تفکر که « تغزّل » اغلب به معنی سرودن شعر شهوانی و عاشقانه است ، « تغنّی » اصطلاحا" نواختن و خواندن ( ساز و آواز ) است و مقصود ازاین نوع ساز و آواز ، موسیقی شهوانی و عاشقانه مطربی است که معمولا" با رقص های هوس انگیز کنیزان و آوازخوانی خوانندگان تصنیف های عشقی و شهوانی ، هجوهای تبلیغاتی متملّقانه علیه مخالف و ... را به آواز تحریک آمیز در مجالس عیّاشی و شب زنده داری های اشرافی می خوانده اند ، توأم بوده است.

9- سمفونی شوپن ، موتسارت ، باخ و بتهوون و ..غناء نیست. ساز و آواز اساتید : اقبال آذر ، طاهرزاده ، ظلی ، تاج ، بنان ، دردشتی و ...غناء نیست ، روحانیت است . برای مثال سمفونی پنجم را وقتی که مرد آهنین آلمان _ بیسمارک _ می شنود ، اشک یر گونه اش جاری می شود و با حالتی تأمل آمیز و عمیق عرفان گونه می گوید:« در این اثر ، تمامی اسرار حیات و پیچ و خم های ناپیدای روح آدمی و بازی شگفت تقدیر را می شنویم » ، را نمی توان با « بابا کرم » ، « ساز و آواز شکوفه نوئی و تصانیف پوچ و متعفن » ، « جازهای آمریکایی - راک - گربه های سیاه - شوهای کاباره ای و موسیقی رقص ..و ... » که بدبختی و ذلّت و تخدیر و تن به ضعف و لاابالی گری دادن و خیالات پرستی و تباهی یک جامعه را تکافو کند مقایسه کرد و یکی دانست ؛ مگر از روی عناد و غرض ورزی و دشمنی های دیرینه با احساسات و حالات درونی روحانی بشر که از قدیم و بدون تشریح و توجیه علل منطقی بوده است.

10- منع از موسیقی و تحریم آن در شیعه ، منشأ سیاسی - مذهبی دارد ، نه در اصل اسلام مورد تحریم قرار گرفته باشد ، و آنرا باید در خط دیگرگونی حکومت اسلامی به سلطنتی عیاشی اموی و عباسی جستجو کرد و تاریخ ، آنرا تأیید می کند.

11- بنابراین موسیقی را باید به « مثبت » و « منفی » تقسیم کرد ، یعنی هنر در خدمت جامعه و مسئول ، که آن مثبت است و غیره حرام .


نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت 11:36
نویسنده : [ محمـــــود مونسي ســـــردرود ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 بالاي صفحه ]