تبليغاتX
موسیقـــــی سنتـــــي ايـــــران

موسیقی از نگاه بزرگان :

افلاطون : موسیقی ، یک ناموس اخلاقی است که روح به جهانیان ، و بال به تفکر و جهش به تصور ، و ربایش به غم و شادی و حیات به همه چیز می بخشد.

ابونصر فارابی : موسیقی ، علم شناسایی الحان است و شامل دو علم است ; علم موسیقی عملی ، وعلم وموسیقی نظری.

ابوعلی سینا : موسیقی علمی است ریاضی که در آن از چگونگی نغمه ها از نظر ملایمت و سازگاری ، و چگونگی زمانهای بین نغمه هابحث می شود.

بتهون : موسیقی ، مظهری است عالیتر از هرعلم و فلسفه ای . موسیقی هنرزبان دل و روح بشر و عالیترین تجلی قریحه انسانی است.

لئوپددوفن: ریشه موسیقی به عهد کهن ارتباط دارد . درواقع همان روزی که انسان توانست برای نخستین بار خوشیها ورنجهای خود را با صدا نمایش دهد ، مبدأ موسیقی به شمار می آید.

فردریش نیچه : زندگی بدون موسیقی اشتباه است.

امام محمّد غزالی ( در کتاب احیاءالعلوم ) : « در جایی که شتر ـ با پستی طبعش ـ از حداء ( آواز و سرود شتربانان برای راندن اشتران ) متأثر می گردد، چنانچه آدمی از شنیدن غنا و بانگ دلپذیر به وجد در نیاید، از حیوان نیز پست تر است... اگر بهار و گلهای رنگارنگ و رَوح و ریحان آن، یا عود و نغمه تارهایش نیز کسی را به جنبش و نشاط در نیاورد، آن شخص فاسد المزاج و کژ طبع می باشد ».

عبدالقادر مراغه ای مقامات موسیقی را به پیامبران منسوب می کند: «... حضرت ابوالبشر (ص) در مقام راست: ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکوننّ من الخاسرین می گفتی؛ و حضرت موسی (ع) در وادی ایمن در مقام عشّاق، ناله و مناجات کردی؛ و حضرت یوسف (ع) در قعر چاه و زندان به مقام عراق گریستی؛ و حضرت یونس، در بطن الحوت (شکم ماهی)، به آهنگ کوچک فغان کردی، و حضرت داود (ع) در سر قبر اوریا برادرش... در آهنگ حسینی ندبه نموده مناجات می کردی؛ و حضرت ابراهیم (ص) در آتش نمرود در مقام حسینی و نوروز العرب ناله کردی، و حضرت اسماعیل (ع) در غذا (غزا؟) در مقام رهاوی قرآن خواندی و در وقت ذبح در عشاق ناله کردی . »

فلسفه وجودی مخالفت و اختلاف فتاوی در مورد مسأله موسیقی:

1- وجود روایات متعارض ( که مفهوم آنها دال بر اباحه است ). برای مثال چندین روایت نبوی مشهور :

الف - عن ابی جعفر علیه السلام : " و رجّع بالقرآن صوتک فإن الله عزّ و جلّ یحبّ الصوت الحسن یرجّع فیه ترجیعا"  ترجمه : از امام صادق (ع) نقل است : ترجیع ( چهچه ) بده به قرآن صدایت را ، زیرا خداوند عزوجل دوست دارد صدای نیکو را که در آن گردش دهد نوع گردش دادنی ( چهچه بزند ). وسائل الشیعه ، ج4 ، ص859

ب - عن الصادق علیه السلام - قال : قال النبی صلی الله علیه و آله ، ان من اجمل الجمال شعر الحسن ، و نغمه الصوت الحسن (کافی ج2 ص 615 - حدیث8 ).


ج - فی الفقیه : « سأل رجلٌ علی بن الحسین (ع ) عن شراء جاریة لها صوتٌ فقال ما علیک لو اشتریتها فذکّرتک الجنة یعنی بقراءة القرءان و الزهد و الفضائل التی لیست بغناء فأما الغناء فمحظور».

ترجمه : مردی پرسید از حضرت علی بن الحسین (ع ) از خریداری کنیزی که دارای صدایی است ، در جواب فرمود : گناهی بر تو نیست اگر خریداریش کنی ، پس او تو را به یاد بهشت انداخت ، یعنی با خواندن قرآن و زهد و فضائل به صدایی که غناء نباشد، و اما غناء آن نهی شده ( غناء باطل ).

 

د - « إقرءوا القرءان بألحان العرب و أصواتها » وسائل الشیعه ، ج4 ، ص858 ( که بنا بر تفسیر محقق سبزواری و محدث کاشانی و...منظور از الحان العرب ( شامل هفت الحان : بیات - رست - صبا - نهاوند - حجاز - سه گاه - عجم )، غناست و این دال بر این نکته است که غنای باطل و غنای جایز داریم و اصل غنا مباح است ).

 

هـ - عاصم بن حميد از امام صادق(ع) پرسيد آيا در بهشت غنا وجود دارد؟ _ امام(ع) در ضمن پاسخ خود به او فرمود: آري، وجود دارد. در بهشت درختي است وقتي نسيم بر آن مي وزد صداي دلربائي از آن شنيده مي شود كه گوشي دلنوازتر از آن نشنيده است و سپس افزود: «هذا لمن ترك السماع مخافة الله» ترجمه : اين لذت براي كسي است كه به خاطر خدا از شنيدن غنا در دنيا خودداري كرده باشد!! ( بحارالانوار، ج 8، ص127).

پاسخ منطقی برای این روایت چه چیز می تواند باشد؟؟! اگر موسیقی حرام است بحث دنیا و آخرت درش نیست ! قضاوت با شما .. !!؟

2- تمامی روایات موجود در باب حرمت غنا ، روایات واحده و مستفیضه یا مرسله هستند که از منظر گروهی از علماء و اسلام شناسان فاقد اعتبار است ، چرا که آنها احادیث را به دو دسته صحیحه و غیر صحیحه تقسیم می کنند و روایات واحده و مستفیضه و ... در دسته روایات غیر صحیحه واقع شده و از اعتبار ساقط است ، و از طرفی نیز ، روایات متواتره صحیح ، در دسته روایات صحیحه جای می گیرد ، تا جایی که شخصیت بزرگی مثل مقدس ادبیلی (رحمة الله ) در شرح ارشاد کتاب المتاجر ، قسم رابع گفته است : « والاخبار لیست بصحیحه صریحه من التحریم مطلقا » .

3- محکمترین دلیل قائلین حرمت غناء ، تمسک به دو آیه شریفه :

-عبارت (لهو الحدیث) از آیه شریفه " و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله ... " لقمان/6
، عبارت (قول الزور ) از آیه شریفه " فاجتنبوا الرجس من الاوثن و اجتنبوا قول الزور ... " حج/30
است که شیخ اعظم انصاری آنها را رد کرده و دلالت آیات را بر حرمت غنا مردود دانسته و تمسک به همان اخبار ضعیف کرده . ( چنانچه در پست قبلی اشاره شد ، دکتر شریعتی نیز این دو آیه را مرتبط با حرمت غناء ندانسته و صراحتا" آنها را رد کرده است ).

شیخ اعظم انصاری در جواب به این دلیل ، فرموده اند که غنا از مقولات صوتی است نه کلامی ، یعنی از دید شیخ انصاری غنا یک کیفیت خاصی از صداست که خواننده آن را ادا می کند نه مضمون کلام . از این رو این دو عبارت " قول الزور" و " لهو الحدیث " که دلالت بر کلام کذب و باطل دارد نمی تواند اشاره به غنا داشته باشد . برای بیشتر روشن شدن معنای این دو عبارت ، می توان به شأن نزول این دو آیه مراجعه کرد ، که توضیح بیشتر در این مجال ممکن نیست.

آنچه از این همه نوشته ها و گفتارها استنباط می شود اینست که مسأله حرمت موسیقی یک مسأله ضروری ، مثل حرمت شرب خمر ، زنا ، وجوب صلاة و صوم نیست و فتاوی در مورد حرمت موسیقی همانند حرمت شرب خمر و زنا و ... اجماعی نیست و اختلافاتی وجود دارد و یا به عبارتی بنا به گفته دکتر شریعتی : « دستگاههای تبلیغاتی شیعه فعلی ، که از توجیه و تفسیر منطقی و تحلیل تاریخی بسیاری از عقاید و احکام خاص شیعه عاجز است ، در برابر انتقاد روشنفکران که : چرا موسیقی - که یک هنر عمیق و مؤثر است و می تواند بسیار هم مثبت باشد - در شیعه حرام شده است ؟ از پاسخ درمانده است ».


نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387 و ساعت 17:24
نویسنده : [ محمـــــود مونسي ســـــردرود ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 بالاي صفحه ]