تبليغاتX
موسیقـــــی سنتـــــي ايـــــران

با سلام خدمت دوستان . مطلب ذيل گفتگو ی استاد کيانی نژاد با ماهنامه موسيقي است كه بنده طبق وظيفه و بنا به فرموده دوست گرامي آقاي ابراهيم نويسنده وبلاگ ني هزار آواي عشق، اين مطلب را در اين وبلاگ قرار دادم.

برای آنکه بهتر بدانید استادمحمد علی کیانی نژاد کیست باید بگویم که او در عرصه موسیقی چه در نوازندگی و چه در آهنگسازی کارهای بسیار زیبا و ارزشمندی را خلق کرده است و ضمن ارائه موسیقی ماندگار موفق به کسب درجه دکتری نیز گشته است.تکنیک بالای وی در نوازندگی و صدای زیبای نی او گوش و جان هر شنونده ای را نوازش می دهد.بارها از اساتید مختلف شنیده ام که وی را بهترین معلم ساز نی معرفی کرده اند،هر چند این امر از قدرت و تکنیک نوازندگی شاگردان وی مشهود است.

او در سال ۱۳۸۵ رتبه درجه یک هنری را دریافت کرد،البته این رتبه ها و مانند آنها می تواند پاسخ گوی تنها یک کار او باشد.کیانی نژاد علاوه بر تنظیم ردیف عبداله خان دوامی برای نی و تربیت شاگردان برجسته موجد آثاری است که همواره بر سر زبان هاست مانند آهنگ یا سرود زیبای ((من ایرانی ام آرمانم شهادت)) و آهنگ زیبای ((امروز امیر در میخانه تویی تو))با صدای ملک مسعودی و مهرورزان و سرو سیمین:((پریشان کن سر زلف سیاهت شانه اش با من))،((هله ای صف شکنان))سرود((ای رزمندگان بر شما درود))،آهنگ شهید و آثاری که همه در راستای ارتقاء موسیقی بوده است و از آخرین کارهای او سرود انرژی هسته ای است که به تازگی در تالار وحدت به اجرا درآمد.

حضور کیانی نژاد در هیئت مدیره خانه موسیقی و مسئله استعفای او شایعاتی را بر سر زبان ها رواج داد،گفتگوی زیر به منظور رفع هرگونه سوء تفاهم از زبان خود او انجام گرفته است.بدیهی است همان گونه که ماهنامه هنرموسیقی بر اساس وظیفه مطبوعاتی خود به انجام این گفتگو اقدام نموده است،پیگیر مسائل ذکر شده نیز خواهد بود و حق هرگونه پاسخ را محفوظ می داند.

انگیزه شما از تشکیل گروه جوان چه بود؟

روزی از طرف ارشاد من را دعوت کردند و فرید سلمانیان از من خواست گروه جوانی از نخبه ترین جوانان این مملکت درست کنم.من چهل نفر را در سال ۷۴ به نام گروه جوان دور هم جمع کردم،اولین اجرای این گروه نیز در بزرگداشت مرحوم ناصر فرهنگفر بود که همه دیدند و گریستند، اما من حتی به خاطر چای و شیرینی که می خواستند به این بچه ها بدهند با ایشان مشکل داشتم.در سال ۷۴ چهل جوان را دور هم نشاندم و گفتم شما باید مثل برادر مراقب یکدیگر باشید.موسیقی یعنی این،چون اعتقاد دارم که در کار هنری فرد مطرح نیست و این مجموعه است که اهمیت دارد.آن کسی که پارتیتور می نویسد اگر چهار تا نت را بالا یا پایین بنویسد کل کار را تباه کرده است.تنظیم کننده،ارکستر،رهبر و حتی کسی که نور سالن را تنظیم می کند،همه زحمت می کشند.کار ارکستریک کار جدی است و نمی توان آن را به دست افراد ناشی سپرد.پدرام درخشانی ،پاشا هنجنی،علی تفرشی،صارمی،علی پژوهشگر،این ها همه در گروه جوان بودند،اما از گروه حمایت نشد و امروز نوازنده تار آن گروه خواننده یک گروه پاپ است،کسی که می شد از او نوازنده ای نظیر لطفی ساخت.علی تفرشی می توانست بزرگترین کمانچه نواز این مملکت شود.زمانی که از مسئولین خواستم پول این بچه ها را بدهند،گفتند اول شما باید قرار داد امضا کنید.آن ها فقط می خواستند من را بدست بیاورند.همان بچه ها شاهد هستند که من آن پول را حتی به کسانی که به ما چایی ندادند هم تقسیم کردم.

سیاست دولت در حل این مسائل را چگونه می بینید؟

سیاست تخریبی و سلیقه ای.تا کنون دولت در زمینه موسیقی سیاست تخریبی داشته است.هر دولت جدیدی که جایگزین دولت قبل شد باز با سیاست پیشین جلو رفت.اگر در دولتی صحبت از مهندسی فرهنگی می شود و به حرفشان هم اعتقاد دارند،پس کار را هم باید به دست متخصصین بسپارند و بدانند که متخصصین کارها را از نیاز آن ها هم بهتر انجام می دهند.آقای رئیس جمهور در آغاز کارشان گفتند که ما می خواهیم مهندسی فرهنگی راه بیاندازیم و کابینه ما نیروهای جوان و متخصص خواهند بود.مگر می شود که مهندسی فرهنگی راه بیاندازیم،اما متخصصین درآن نقشی نداشته باشند؟!

آقای رییس جمهور برای آنکه بدانید چه کسی با شما صحبت می کند باید بگویم من همان کسی هستم که در هفته دولت به تالار وحدت آمدید و قطعه انرژی هسته ای من را شنیدید.آهنگساز آن کار بنده هستم.من توقع داشتم که حتی نمایندگان مجلس شما که به قول خودشان یک وانت از ارشاد دولت قبل پرونده داشتند،آن پرونده ها را مطرح کنند.از آن نماینده محترم مجلس بپرسید آقای نماینده جایزه آقایان را دادید؟عزیز من شما در مجلس نماینده مردمتان هستید.اگر آن اجحاف ها شده بود،چرا آنها را رو نکردید؟به این صورت می خواهید مهندسی فرهنگی راه بیاندازید و آیا به این فکر کرده اید که هیچ کدام از کسانی که در راس این امور گذاشته اید و در پایگاه های فرهنگی به آنها شغل داده اید،هیچ کدام متخصص نیستند؟ما حتی در بخش آموزش عالی مان هم افرای را داریم که بیش از بیست سال است که بر کرسی مدیریت نشسته اند و تازه دیدگاه خوبی نسبت به موسیقی مملکت ندارند!

منظور شما این است که سیاست گذاران دولتی در بروز این مشکلات دست دارند؟

بحث در سیاست های کلان و مسئولین رده بالا نیست.همیشه رده های پائین که هیچ تخصصی در زمینه هنر ندارند،مشکلات را بوجود می آورند.در جامعه ما با وجود نیروهایی که در طوفان خروشان و سر سخت انقلاب ضربه ها را خوردند و در روزهایی که در مرکز حفظ و اشاعه را قفل کرده بودند،این اشخاص ماندند و ایستادگی کردند،عده ای که تخصصی ندارند خودشان را به مسئولینی که شناختی از این هنر ندارند نزدیک می کنند و آن ها هم فکر می کنند که این ها چون موسیقی بلد هستند پس بهترینند و این دیواره آهنیین از آن ساحل آرام شروع می شود،اما بدانید که ساحل آرام نا خدای جسور و بی باک تحویل شما نخواهد داد. اگر من امروز این حرفها را می زنم از سر صدق می گویم.

در سال گذشته من دبیر جشنواره جوان بودم و با وجود اینکه وزارت ارشاد حتی اجازه ارائه فراخوان برای شهرستان ها را نداده بود،اما ما توانستیم حدود هزار جوان را جمع کنیم.من بچه ای را از اصفهان دیدم که به گونه ای پیانو می نواخت که من قادر به دیدن انگشتانش نبودم.پسری در هنرستان موسیقی پیانو می نوازد که باخ را با تمام تفکرش به اتمام رسانده است.

صداوسیما در پیشبرد این مشکلات چه نقشی دارد؟

امروزه در صدا و سیما آثار استاد پایور را پخش می کنند اما در پایین آن می نویسند استاد شجریان.من نمی خواهم به مقام هنری استاد شجریان اهانتی بکنم، اما اگرفرامرز پایور نبود معلوم نبود که سرنوشت بعضی ها چه می شد.چطور اجازه می دهند که اثر بزرگواری همچون پایور که به اندازه تمام پیشینیان در مویسقی این مملکت رپرتوار دارد از صداوسیما پخش شود،اما نام او را زیر اثرش نیاورند.آقایان شما در صداوسیما در یک سریال حمل و نقل را می نویسید،اما نام نوازندگان را نمی نویسید.می خواهم از شما این سوال را بپرسم که آیا حقوق نوازنده صداوسیما باید هشتاد هزار تومان باشد؟آن وقت می خواهید این بچه شب به فلان مهمانی و جاهای دیگر کشیده نشود؟ شما به عمد بر سر موسیقی می کوبید.چون تخصصی ندارید.رهبر معظم انقلاب فرمودند بهترین ها را انتخاب کنید تا بهترین کارها را به شما تحویل دهند.این جمله را در سازمان صداوسیما بر روی تابلوی بزرگی نوشته اید،اما این گونه عمل می کنید؟

جایگاه موسیقی در بخش مذهبی را چگونه می بینید؟

چندین بار از زبان آدم های فهیم روحانی شنیدیم که آقایان مداحان این مداحی را که مردم به آن اعتقاد دارند به بیراهه نبرید.می گفتند شعر این آهنگ های کوچه و بازاری را عوض نکنید و در مراسم محرم نخوانید.چرا این اتفاق می افتد؟برای اینکه کارشناسی نمی شود.چون هر کس ته صدایی دارد،یک ته ریشی هم می گذارد و یک تسبیح هم دستش می گیرد و اسم مداح را هم می گذارد روی خودش.مداحی مقام دارد.مداحی کلاس دارد.در تعزیه های قدیم مردم اول وضو می گرفتند و بعدمی رفتند و حتی نقش شمر را بازی می کردند.چرا دیگر آن تعزیه هایی را که ترومپت نواز می آمد و ابوعطا می نواخت را نمی شنویم و نمی بینیم.ما این عشق ها را از یاد برده ایم.این ها همه به این خاطر است که سلیقه ای عمل می کنیم.

مشکل اصلی را چه کسانی می دانید؟

من بدون شک می گویم که مصلحت اندیشان نمی گذارند که متخصصین جلو بیایند.به شما قول شرف می دهم که در سیاست گذاری های کلان،آن ها از این مسائل بی اطلاع هستند.این دیوارهای آهنی در تمام بخشهای فرهنگی به راحتی قابل مشاهده هستند و امروزه در تمام دانشگاه ها،فرهنگسراها،حوزه های شهرداری ها با دو رویی و با اعمال سلیقه های نا بخردانه و غیر تخصصی شان در مراکز تصمیم گیری قرار دارند. خواهش من از وزیر محترم ارشاد و مدیریت محترم صداوسیما این است که به این آقایان مدال افتخار،چهره های ماندگار،نشان لیاقت و یا هر چه می خواهند بدهند تا بروند و بگذارند ما صدای جوانان رنج دیده و تحصیل کرده این هنر را بشنویم. بچه های انقلاب شما امروز ۲۸ ساله هستند.آنان نخبگانی هستند که زیر لگدهای آهنین زنجیره موسیقی خرد می شوند و یا کارشان به سفره خانه ها ،ساز فروشی ها و آموزشگاه های سطح پایین کشیده می شود.اجازه بدهید تا این جوانان بیایند و حرفشان را بزنند و خودشان مسئولینشان را انتخاب کنند.این بچه ها با علم روز بزرگ شده اند و قادرند افراد اصلح را تشخیص بدهند.

منبع سفارشی شدن کراهای جدید را از کجا می بینید؟

در مرکز حفظ و اشاعه سابق زمانی که ما جوان بودیم ما را آزاد گذاشتند و هیچ کس به ما دستور نمی داد و کار دستوری هم نمی کردیم(به دلیل مدیریت تخصصی جناب دکتر صفوت).باور من بر این است،کسی که اثر گذار است در درون خودش رشد می کند.کسانی که در درون خود رشد می کنند کارشان در شما اثر می گذارد.هیچ کس به استاد فرشچیان نگفت که تابلوی ظهر عاشورا را بکش.کسی به میرزا حبیب خراسانی و یا به شهریار هم چنین دستوراتی نداد.هنر مند واقعی با هر دیدگاه و ایدئولوژی از وظیفه اصلی اش که هنر است،نخواهد گذشت.اگر آثار اول انقلاب را بشنوید و آثار جنگ تحمیلی را بشنوید،نام اثر گذاران موسیقی فاخر را خواهید دید.

یعنی مسئولین مسبب بروز خلق اینگونه آثار هستند؟

یک بخش نا آگاهی مسولین است و بخش دیگر موسیقی دانانی هستند که به علت عدم موفقیت های هنری،ناگزیر از زدو بند و بند و بست بوده اند و از این راه می خواهند خودشان را بزرگ کنند.

امروزه موسیقی به نظر من افراطی پیش می رود.اگر می بینید که سرود ((ای ایران)) را با هر عقیده و مذهب می شنوند،لذت می برند و تهییج می شوند،به این دلیل است که در آن سرود عشق جریان دارد.هنرمند واقعی جایگاه خود را می شناسد و همیشه با یک اطمینان خاطر به هنرش می پردازد.

در اخبار خواندیم که شما به علت بیماری جسمی و مشغله کاری زیاد از ادامه همکاری با هیئت مدیره خانه موسیقی باز ماندید.آیا دلیل رفتناتان از این بخش حقیقتا همین بود؟

در مورد خانه موسیقی یا بهتر بگویم شورای دایمی سازمان امنیت خانه... ( که اگر کوچکترین اعتراضی بکنند اسم خواهم برد و خواهم گفت که چه کسانی در انتخابات خانه موسیقی چه کردند)خواهم گفت چرا بعد از اعتراض یکی از همین اعضای دایم،در یک چرخش باز هم مصلحتی که گند رای گیری در آمد،نفر اول جای خود را به معترض موی سپید داد و در رای گیری هیئت مدیره خانه... اعترافات و خطاهای آقایان را هم گوشزد خواهم کرد که رئیس مصلحت خانه دستور داشت کسانی را که پیشنهاد شده بودند انتخاب کند و آن هم با اعمالی که آدمها معمولی هم انجام نمی دهند،چه رسد به هنرمند،و در مورد مشغله زیاد باید بگویم من فقط تدریس می کنم و بس،کدام مشغله؟آن وقت یکی از همین دائمی ها به من می گوید چرا این قدر شلوغ می کنی.اگر فلانی کاسه گدایی به دست نگیرد و این طرف و آن طرف نرود که چرخ این خانه موسیقی نمی چرخد!! به به،چه وضع ارزشمندی دارد خانه موسیقی.اسف بار تر ازاین نمی شود.

به کادر خانه موسیقی نگاه کنید.کسانی که بیست سال در امور مالی و حتی در روزنامه های دولتی و بعد مشاور هنری مدیر سابق موسیقی وزارت ارشاد و اکنون کامپیوتردار خانه... و دوست دیگری که رفیق یکی از مصلحتی ها است و کادر جدید عاملیت،چه شد آمار سازمان بازرسی کشور در انجمن وزارت ارشاد و اختلاس های دولت قبلی. قابل توجه مشاور محترم ریاست جمهوری،آقای مهدی کلهر.

حالا می فهمم که چرا علیزاده و دیگر مدیران لایق استعفا دادند.امروز هم نوبت ما بود.آقایان مسئول در رده های بالا که دم از مهندسی فرهنگی می زنید،بایداین دیوارهای آهنین را در همه جا بشکنید.مصلحت اندیشی دیگر به کار ما نمی آید.این چرخه زنجیره مصلحت اندیش سیاست مداران موسیقی هستند که فقط برای منافع خودشان سینه می زنند و در همه جای این زنجیره اعم از وزارت ارشاد در چند پست،در سازمان فرهنگی یونسکو،در ارزشیابی هنرمندان،در دانشگاه ها،در صداوسیما و حتی در دانشگاه های علمی کاربردی در تهران و شهرستان ها(اعتراض کنید تا بگویم چند پست دارید)مشغولند.در درجه اول از رهبر معظم انقلاب تقاضا دارم هنرمندان را هم مانند ورزشکاران مورد لطف و مرحمت خاص خود قرار داده و اصل ۴۴ را دستور بفرمایید اجرا کنند.موسیقی را به دست موسیقی دانان و به دست جوانان امروز بسپارید و ببینید که این بچه ها به مراتب از دوران جوانی ما از لحاظ تکنولوژی آگاه تر هستند.به ما اجازه بدهید تا صدای این فرزندانمان را بشنویم.

قطعه انرژی هسته ای را در چه زمانی ساختید؟

در سال ۱۳۸۵ و در هفته دولت با شعری از علیرضا قزوه آن را ساختم.زمان خیلی کم بود و آقای روشن روان هم عازم سفر به کانادا بودند.ایشان این کار را به من واگذار کردند(البته از حسن نظرشان ممنونم).

این کار در هفته دولت انجام شد و اقای احمدی نژاد هم برای دیدن و شنیدن آن به تالار وحدت آمدند.من امسال فقط به خاطر جوانان شرکت کرده بودم. می خواستم خانه موسیقی را پر از جوان کنم.به همین دلیل هم مدیر اجرایی خانه موسیقی شدم.اما بعد دیدم که دوستان به میل خودشان و در جهت منافع فامیلی و شخصی خودشان بر خلاف اساسنامه خانه...قدم بر می دارند از جمله اجرای کنسرت هایی با مبالغی گزاف و با ادعای خلاف واقع(در مورد دستمزد هنرمندان)که اگر اعتراض شود جواب دارم و فقط حفظ آبروی دوستان قدیم را می کنم که حتی بازرس خانه... هم در این مورد اعتراض داشت.

آیا فرزندان شما تحصیلات موسیقی دارند؟

خیر.هر دوشان حقوق خوانده اند.به آن ها گفته ام که هرگز اجازه نمی دهم تحصیلات موسیقی داشته باشند.

سخن آخر:

بنده در همین جا به جوانان موسیقی دوست و دلسوز هشدار می دهم،در انتخابات خانه... هشیار باشید.

این جملات صریح و حق طلبانه تنها بخش اول از گفتکوی استاد محمد علی کیانی نژاد با مجله هنر موسیقی که در شماره (۸۱ ،خرداد۸۶) ،که تازگی به چاپ رسیده است می باشد.

بعد از سالها کسی پیدا شد که بغض موسیقی سنتی مارا فریاد بزند.این گفتکو بعد از انقلاب اسلامی اولین گفتگویی است که این چنین مسئولان بی لیاقت که باعث نزول شدید موسیقی سنتی شده اند را زیر سوال برده است!(شاید هم بوده اما من در جایی این چنین صریح و بی پرده نخوانده ام)

امیدواريم حالا که شخصی پیدا شده که این چنین با صدایی رسا درد دل ما جوانان را به گوش مسئولان می رساند،ما جوانان و اهالی موسیقی چشمهای خود را به روی این حقایق باز کنیم و با پشتیبانی از این استاد عالیقدر با وی هم صدا شویم،صدایی که بی تردید فراتر از موسیقی است!!!

امیدواریم راه این استاد عالیقدر تا رسیدن به سر منزل مقصود، با حمایت سایر اهالی موسیقی ادامه داشته باشد.


نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 15:33
نویسنده : [ محمـــــود مونسي ســـــردرود ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 بالاي صفحه ]