تبليغاتX
موسیقـــــی سنتـــــي ايـــــران

سوسول زدگي در آواز ايراني يا به عبارتي بهتر،آواز ايراني آوازي كامپيوتري و فانتزي

با تبريك خجسته ميلاد منجي عالم بشريت و حامي مظلومان حضرت اباصالح المهدي به همه شيعيان و دوستداران آنحضرت.

دوستان ، هدف من از نوشتن اين مطلب ، توهين - تحقير ويا نفي و انكار ارزشهاي كسي نيست ،سعي من در اين راستا اينست كه موسيقي آوازي گذشتگان را با موسيقي آوازيي كه فعلا" درجامعه موسيقي حكمفرماست را مقايسه كرده باشيم ، باشد كه علل ضعف و افت شديد موسيقي ايران نسبت به گذشته را بشناسيم.

مسئله قابل توجه كه دانستن آن براي همه الزامي است اينست كه آوازخوانان طراز اول و مطرح كشور در چه سطحي آواز ارائه ميدهند و اينكه در چند سال اخير چه اندازه تازگي و نوآوري در آواز صورت گرفته ...؟

1- واقعيت امر اينست كه امروزه ديگر از ابداعات _ تكنيك ها و خلاقيت هاي سالهاي دور اساتيد موسيقي ايراني خبري نيست و جالب تر اينكه ما داريم آثار و اجراهاي بزرگان موسيقي ايران را با كيفيتي نازل ارائه ميدهيم و ارزش كار آنها را هم از بين مي بريم و اين خود فاجعه ايست جبران ناپذير و تخريب گر براي موسيقي ايران. آنهمه رياضت ها و تمرين ها و پشتكارها كه هريك از ماها كه از زبان اساتيد قديمي نقل شده را شنيده ايم ديگر معني خود را از دست داده اند و انگيزه ي آنچناني براي آوازخوانان نمانده است( البته با وجود اينهمه بي توجهي ها و ارزش ندادن دولتمردان به موسيقي و كلا" هنر بوجود آمدن اين وضعيت نا بسامان هنر چندان هم به دور از انتظار نيست )

2- شفافيت تحريرها از بين رفته و تحريرهاي محكم و پيوسته و سلسله وار ( اينگونه تحريرها در آوازهاي اقبال السلطان ، ظلي ، دردشتي بيشتر به چشم مي خورند.)، در اكثر موارد رنگ خود را باخته اند و جاي خود را به تحريرهاي دهني كليشه اي مدل استاد شجريان داده اند.

3- سبك ها و شيوه هاي آوازي ايران تا حدي از بين رفته اند و يا بهتر بگوييم كنار گذاشته شده اند و سبك آوازي تك قطبي ( سبك استاد شجريان ) شده يا به عبارتي موسيقي آوازي بصورت شجريان محوري در آمده است. البته سبك استاد شجريان براي همه قابل احترام است و ايشان همين شيوه را به زيبايي اشباع كرده اند و در حقيقت قلّه اين شيوه به حساب مي آيند ، ولي تقليد كوركورانه از استاد بدان حد كه رنگ صدا نيز در برخي حالات قابل تشخيص نيست ، ديگر قضيه اي لوث شده است.

4- بيان ضعيف شعر و عدم مناسبت شعر انتخاب شده با آواز موردنظر در بيشتر موارد.

5- گذاشتن ملوديهاي ضعيف و فاقد ارزش هنري بر روي غزليات حافظ و سعدي و مولانا و ... و خواندن تصانيف تكراري تا حدي بصورت كليشه اي درآمده حاكي از اين است كه گويي موسيقي ما به بن بست رسيده و اشباع شده ؟

6- اجراي آوازها به شكل فانتزي و مدل كامپيوتري و يا اصطلاحا" سوسول زدگي آواز ايراني و از بين رفتن صلابت و محكمي آواز كه اين مورد در مقايسه با آوازهاي قديمي ( اقبال السلطان - ظلي - قمرالملوك وزيري - تاج اصفهاني - دردشتي و..) به وضوح ديده مي شود.

7- موضوع مهم ديگر اينكه ما در يك دايره اي تكراري از آواز قرار گرفته ايم و مرتبا" به دور خودمون مي چرخيم كه براي مخاطبان بسياركسل كننده و خستگي آور شده است. اين مطلب در اساتيد بزرگ آواز همچون استاد شجريان هم صدق مي كند كه اجراهاي جديد ايشان حاكي از همين مقوله است، و آقاي شجريان خودشان هم به اين مسئله پي بردند و با تغيير اكيپ نوازندگان سعي كردند كه از اين دايره تكرار خود را بيرون بكشند كه ظاهر" اين امر صورت گرفته و در اصل شيوه همان شيوه و اساس گروه قبلي است، البته براي كساني كه شيفته خود استاد هستند اين تكرارها هميشه تازگي دارد و ...

 


نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 و ساعت 16:1
نویسنده : [ محمـــــود مونسي ســـــردرود ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 بالاي صفحه ]